117.خخخخخخ
امروز عصری خونه ی مامانی بودیم و با جدیت خخخخخخخخخ رو تمرین میکردی با صدایی خنده دار:دی
پریروز هم تو حرفات بارها گفتی o.k :))
امروز کلی کار کردم ... همه ی کمدها رو ریختم بیرون و مرتب کردم - البته بجز کمد رختخواب ها که الان شبیه کمد آقای ووپی ه! درش رو که باز کنم همه میریزن بیرون:دی - تو هم خیلی خیلی باهام همکاری کردی:*
امروز یه اتفاق خوب افتاد:)
بالاخره بابا مرتضی تصمیمش رو گرفت:) خیالم راحت شد و میدونم اعصاب بابا نیز هم! امیدوارم اتفاقهای خوب خوب برامون بیفته:)
یه اتفاق مهم دیگه هم این بود که بالاخره اینترنتمون وصل شد:دی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


117.خخخخخخ
